پایگاه علمی دکتر نقی سنایی (عضو هیأت علمی دانشگاه)

اخلاقی: مبانی و مفاهیم اخلاق اسلامی، اخلاق کاربردی، اخلاق خانواده، اخلاق حرفه ای، فلسفه اخلاق، عرفان اسلامی

پایگاه علمی دکتر نقی سنایی (عضو هیأت علمی دانشگاه)

اخلاقی: مبانی و مفاهیم اخلاق اسلامی، اخلاق کاربردی، اخلاق خانواده، اخلاق حرفه ای، فلسفه اخلاق، عرفان اسلامی

پایگاه  علمی دکتر نقی سنایی (عضو هیأت علمی دانشگاه)

1- استفاده از مطالب سایت با ذکر آدرس سایت (drsanaei.blog.ir) و به نام دکتر نقی سنائی، نه تنها منعی ندارد، بلکه موجب افتخار و مباهات خواهد بود.
2- با التفات به تخصّصی بودن مطالب، در صورت امکان از نظرات ارزنده تان، حقیر را بهره مند فرمایید.
3- اینجانب دارای وبلاگ به آدرس http://drsanaei.blogfa.com/ می باشم که در صورت تمایل از مطالب متنوع آن بهره وری فرمایید.
4_ لطفا در کانال آیات و احادیث اخلاقی با آدرس drnaghisanaei@ در پیام رسان ایتا عضو شوید و دوستان و گروه ها را تشویق و توصیه فرمایید تا عضو شوند و از آیات و احادیث اخلاقی همراه با منابع و مأخذ بهره ببرند و بدین وسیله در تبلیغ دستورات اخلاقی دین مبین اسلام سهیم شوید.تشکر و ارادت

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

350- انواع عرفان‏

دوشنبه, ۶ اسفند ۱۴۰۳، ۰۴:۵۶ ب.ظ

 

عرفان بر دو نوع است:

1. عرفان علمى، نظرى، اصولى.

2. عرفان عملى، عینى و وصولى.

عرفان علمى‏

«عرفان علمى» تفسیر هستى است و یافتن آن، متأخر از عرفان عملى است زیرا تعبیر و تفسیر تجربیات باطنى و مواجهه با عالم قدس است. در حقیقت نوعى «جهان بینى» و «جهان شناسى» ویژه‏اى است که ره آورد سلوک عملى و طى مقامات معنوى است.

به تعبیر استاد شهید مطهرى عرفان در بخش نظرى مانند فلسفه الهى است که در مقام تفسیر و توضیح هستى است لکن عارف بنابر مدعیات خویش یافته‏هاى قلبى و سلوکى خویش را به زبان عقلى و یا فلسفى توضیح مى‏دهد و البته تفسیر عرفان از هستى یا جهان‏بینى عرفانى هستى با

تفسیر فلسفه از هستى تفاوت‏هاى عمیق دارد؛

1. در حکمت و فلسفه هم خدا اصالت دارد و هم غیر خدا، البته خدا، واجب الوجود و قائم بالذات است و غیر خدا، ممکن الوجود و قائم بالغیر و معلول واجب الوجودند و لیکن از نظر عارف، غیر خدا به عنوان این که اشیائى در برابر خدا باشند هر چند که معلول او قرار گیرند وجود ندارد بلکه همه اشیاء، اسماء، صفات و شئون و تجلیات خداوند هستند به بیان دیگر در فلسفه از «بود و نبود» و در عرفان از «بود و نمود» حرف زده مى‏شود.

2. بینش عرفانى از نوع شهود و یافتن و رسیدن است ولیکن بینش فلسفى از نوع شناختن، فهمیدن و ادراک کردن است.

3. ابزار فیلسوف، «عقل» و روش او، «برهان و استدلال» است. اما ابزار عارف، «دل» و روش او، «اشراق و کشف و شهود» است.

4. «فیلسوف» سیر و سفر عقلى و «عارف» سیر و سلوک قلبى و باطنى دارد.[1]

به تعبیر استاد مطهرى:

«عارف، کمال را در رسیدن مى‏داند، نه در فهمیدن و براى وصول به مقصد اصلى و عرفان حقیقى، عبور از یک سلسله منازل و مراحل و مقامات را لازم و ضرورى مى‏داند و نام آن را سیر و سلوک مى‏گذارد».[2] عرفان عملى‏

«عرفان عملى»، به تنظیم روابط انسان با خدا، خود و جهان و جامعه مى‏پردازد و درصدد «تغییر»، ایجاد تحول و نو شوندگى مستمر و بالنده در انسان مى‏پردازد و «علم سیر و سلوک» نیز نامیده مى‏شود در این بخش از عرفان، سالک براى این که به نهایت عرفان و قله رفیع و منیع انسانیت و کمال یعنى «توحید» برسد لازم است براى سؤال‏هاى ذیل پاسخ بیابد:

* از کجا آغاز کند؟

* چه منازل و مراحلى باید پیموده شود؟

* وظائف سالک در مقامات و منازل سلوکى به تناسب هر منزل چیست؟

* چه احوال، و بارقه‏هایى رخ مى‏دهد؟

* معیار تشخیص کشف و شهود در عالم بیدارى و خواب چه‏چیزهایى است؟

* با مناظر منازل سلوکى چه رفتار و عملى داشته باشد؟

* آیا در طى طریقت الهى و مقامات سلوکى باید انس و الفت با «انسان کامل» و صاحب «ولایتى» باشد یا نه؟

* اگر باشد چگونه باشد؟

* و راه و رسم منزل‏ها چه چیزهایى هستند؟

ناگفته نماند در نگاه عرفا انسان هماره مسافرى است که شتابان به سوى مقصد در حرکت است و واژه‏هایى چون سیر، سفر، هجرت، اسفار اربعه، لطائف سبعه، اطوار سبعه، مقامات هفتگانه،[3] چهل گانه، صد میدان‏[4] و هزار منزل‏[5] مطرح شده است که طرح منازل و اسفار به صورت‏هاى یاد شده «اعتبارى» است و با توجه به تجربیات و سلیقه‏هاى ره یافتگان نام‏گذارى شده است.

به هر حال اندکى پیرامون «سیر و سفر الى اللَّه» و آن گاه «مراحل و منازل» توضیحاتى را تقدیم مى‏نمائیم:

«سفر» به معناى پیمایش مسافت و در عرفان توجه و

رویکرد دل به خداى سبحان است چنان که «ابن عربى» در تعریف آن آورده: «السَّفرُ عِبارَة عَنِ القَلبِ إِذَا أَخِذَ فِى التَّوجُّه إِلَى الحَّق تَعَالَى بِالذِّکرِ»[6].

و از دیدگاه امام خمینى (ره) مبدأ طى مسافت و سفر روحانى به سوى حق از «بیت نفس و انانیت» است.[7] و از آیه‏ «وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ»[8] نیز استفاده تفسیرى عرفانى مى‏نماید که مقصود از «هجرت»، هجرت از بیت نفس یا رهایى از انانیت و خودبینى است و اگر در طول چنین سیر و سلوکى مرگ او فرا رسد به «فناى تام» خواهد رسید و جمال جمیل دوست را مشاهده خواهد کرد و به بقاى حق باقى خواهد ماند[9].

استاد شهید مطهرى مى‏نویسند:

«عرفا براى رسیدن به مقام عرفان حقیقى به منازل و مقاماتى قائلند که عملًا باید طى شود و بدون عبور از آن منازل، وصول به عرفان حقیقى را غیرممکن مى‏دانند».[10]

حال و مقام‏

«حال» و «مقام» بارقه‏هاى الهى است که گاه گاه به دل سالک وارد مى‏شود و «دیرپا» نیست، چون «برقى» است که مى‏آید و مى‏رود لذا «حال»:

1. از سنخ مواهب الهى است.

2. از بین رونده و زوال پذیر است.

سالک باید مراقبت‏هاى لازم را در حفظ و ثبات بارقه‏هاى الهى داشته باشد تا حال را به مقام تبدیل سازد.

«مقام» حقیقتى اکتسابى است که سالک با مجاهده و کوشش آن را به دست مى‏آورد لذا مقام:

1. اکتسابى است نه موهبتى.

2. دائم و پایدار است نه زوال یابنده.

3. تحت اختیار و اراده سالک است که باید یکى یکى طى گردد.

ابونصر سراج در «اللمع» آن را «هفت عدد» مى‏داند که عبارتند از: «توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا».

و صاحب مصباح الهدایه 10 مقام قائل است؛ «شکر و خوف و رجا» را بر آن هفت مقام پیش گفته افزوده است.

به تعبیر «عزالدین کاشانى» منشأ اختلاف این است که برخى از

مشایخ عرفان و تصوف یک چیز را «حال» و بعضى «مقام» تلقى کرده‏اند.

ناگفته نماند که «احوال» نیز عبارتند از: مراقبه، قرب، محبت، خوف، رجاء، شوق، انس، اطمینان، مشاهده و یقین.[11][12]

 

 

 

[1] ( 1). آشنایى با علوم اسلامى، بخش عرفان، صص 191-/ 190 و 226-/ 225، انتشارات جامعه مدرسین، 1362 ش، قم.

[2] ( 1). همان، ص 226.

[3] ( 1). منطق الطیر.

[4] ( 2). منازل السائرین، مقدمه ص 12.

[5] ( 3). همان.

[6] ( 1). فتوحات مکیه، ج 2، ص 383.

[7] ( 2). شرح چهل حدیث، ص 589.

[8] ( 3). نساء( 4)، آیه 100.

[9] ( 4). شرح چهل حدیث، صص 625-/ 623.

[10] ( 5). آشنایى با علوم اسلامى، بخش عرفان، ص 225.

[11] ( 1). ر. ک: مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص 125؛ تاریخ تصوف در اسلام، دکتر غنى، صص 215-/ 212.

[12] محمد جوادرودگر، مراحل عرفان، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، 1387 ه.ش.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳/۱۲/۰۶
نقی سنایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی