354- مرید و مراد
مختصات مراد و پیر راه
1. علم او براى خدا باشد نه دنیا.
2. گفتار و کردارش همخوانى و وحدت داشته باشند.
3. معتدل و میانهرو در سیر و سلوک عملى باشد.
4. مراقبت صغرى و کبرى داشته باشد.
5. در دستگیرى مستعدان و مریدان کوشا، دلسوز و اهل هدایت و هدّیت باشد.
6. حضور در محضر او زبان را از بیهودهگویى و جسارتآمیزى باز دارد و نفس را به یاد خدا آرام نماید.
7. اهل فکر، ذکر و شیدایى درونى و شکستگى قلبى باشد.
8. داراى علم عِنایى ولدّنى باشد.
9. «عبد خدا» باشد.
10. «قیام لله» در همه امور اعم از سخن و سکوت، قال و قدم و ... باشد.
مختصات مرید و شاگرد پیر طریق
1. اهل بصیرت، فطانت، و فراست بوده، اشارتشناس و رازیاب باشد.
2. روشندل باشد تا بزرگى و عظمت «پیر» را دریابد.
3. صادق و مخلص باشد.
4. اهل وفا، صفا و پایدار در پیمانها باشد.
5. آزادمرد و آزاده باشد.
6. رازدار و سرّ نگهدار باشد.
7. پند پذیر و نصیحت شنو باشد.
8. تسلیم و مطیع پیر راه باشد.
9. شریعت محور باشد.
10. مراد را براى خدا باور داشته و دوست بدارد و ارادت ورزد.
11. در صدد امتحان شیخ و مراد خویش بر نیاید.
12. ولایتشناس و ولایتمدار باشد.
لازم به یادآورى است که در نسبت و تعامل استاد و شاگرد، شاگرد و استاد در عرفان اسلامى شیعى توجه به
حداقل چند نکته یک ضرورت اجتناب ناپذیر است:
الف) معیار معرفت و معنویت تنها قرآن و سنّت معصومین علیه السلام باشد که تنها «خط قرمز» محسوب شده و همه در برابر «ثقلین» تعهد و التزام داریم و هرگز مراد و پیر را فراتر از کتاب و سنّت ندانیم که کژاندیشى و کژروى محض است.
ب) در طول سلوک عملى از بدایت تا نهایت و آغاز تا انجام فقط «شریعت» ملاک است یعنى «شریعت محورى» در همه سطوح و ساحتهاى سلوکى مبنا و میزان عمل خواهد بود که شریعت از حدوث تا بقاء حضور داشته و به بهانه طریقت یا حقیقت ساقط نخواهد شد بلکه تکلیف در مراحل بالاتر و سطوح والاتر بیشتر و سنگینتر است.[1] ج) معیار سنجش اعمال و میزان تشخیص کشف و شهود انسان کامل معصوم و صاحبان ولایت کلّیة الهیّه هستند و بس.
آسیبشناسى رابطه مرید و مرادى
چنانکه اهل معرفت و سلوک قائده «الرفیق ثم الطریق» را در اهمیت، منزلت، ضرورت و میزان تأثیرگذارى استاد راه و
پیر طریق مطرح کردند، به همان اندازه نیز شناخت آفات درونى و برونى و آسیبهاى نظرى و عملى ساحت سلوکى و عرفان عملى مهم و حسّاس است به خصوص اگر به واقعیتهاى تلخ و شیرین عصر جدید پیرامون عرفان عملى و گرایش به سلوکِ عرفانى توجه نمائیم این اهمیت و حسّاسیت بیشتر خودنمایى مىکند.
واقعیتهاى عمومى در سطح جامعه اعم از وجود انسانهاى سالک حقیقى و راستین و در کنار آن باز شدن دکّان داعیهداران و مدّعیان سیر و سلوک و حتى درآمیختگى نامتجانس و بلکه ناجوانمردانه عرفان ناب با عرفان کاذب و دروغین به گونهایى که عرفانهاى غیر دینى و سکولار و لیبرالیستى نیز با سوء استفاده از عرفانگرایى جامعه اسلامى انقلابى و استفاده ابزارى از عرفان و سیر سلوک در قالب عرفان درمانى، انرژى درمانى، تلهپاتى، هیپنوتیزم، احضار روح، تجربههاى عرفانى شهودى، دعا درمانى، معناگرایى و ...
هستهها، حلقات و انجمنهاى ذهن خوانى، تقویت اراده، تسخیر طبیعت، مثبت اندیشى و ... را تشکیل داده و برخى نیز به نام مهدویت، عرفان عملى و سیر و سلوک، اجازه داشتن از بزرگان معرفت و معنا خواسته و ناخواسته، با غرض و بىغرض عرفان ناب را دچار آفات و خطراتى کردند که به
جاى راهنمایى، رهزنى مىکنند و چون راه رفته و طىّ مقامات معنوى نکردهاند و زمام هدایت فکرى و معنوى نسل جوان را به دست گرفتهاند یا آنها را خلوت گزیده و عزلت پیشه و در خود و خلسه فرو رفته و یا دچار توهّمات و تخیلات و پندارزدگى در حوزه عرفان مىنمایند و هنوز با الفباى معارف اسلامى و عرفان ناب آشنایى نداشته خود را عارف و استادان خویش را قطب و قدوه عارفان و سالکان مىنامند و مىدانند و تسلیم مطلق آنها گشتهاند و یک جانبه گرایانه مىروند و مراد و استادان آنها نیز انحصارگرایانه دستورهاى ولایى صادر مىنمایند و خویش را نماینده اسلام و جانشین امام زمان (عج) معرفى مىکنند و از صفاى ذهنى و صدق درونى و گرایشهاى معنویت گرایانه نسل جوان استفادههاى نادرست مىکنند پس:
اى بسا ابلیس آدم رو که هست |
پس به هر دستى نشاید داد دست |
|
اینک به برخى از آسیبهاى رابطه مرید و مرادى اشاره مىشود:
1. چون عرفان درونى و رازها و اسرار آن در سلوک عملى پنهان است شناخت صادق از کاذب، صالح از طالح در حوزه مُرادشناسى و مریدى کردن بسیار دشوار مىنماید و خود
سرچشمه آسیبهاى فراوانى خواهد شد.
2. عارفان راستین و استادان عامّ شایسته، جامع و کامل معمولًا و غالباً مجهول، در پرده، و اهل خلوت هستند و از «شهرت» و شناخته شدن اجتناب مىنمایند و غیبت آنها در جامعه، زمینه حضور نااهلان و ناواردان در عرصه سیر و سلوک خواهد شد.
3. نبودن شاخصهاى ثابت و معیارهاى دقیق براى ارزیابى مدعیان راهبرى و ارشاد.
4. وجود انحراف در فرقههاى مختلف صوفیه به خصوص پس از قرن دهم و یازدهم به این طرف و وجود عناصر درس ناخوانده، غیرمجتهد در اصول و فروع دینى و برپا داشتن حلقات ذکر و مجالس وعظ و اندرز و نماز جماعتهاى ... که جامه چوپانى پوشیده و باطن درنّدهخو و خون آشام دارند و خود را در میان گوسفندان رام و بىآزار پنهانسازى کردند و دنبال شکار مىگردند و شکارچى نامردى هستند. تا جایى که برخى سادهاندیشان مراد خویش را تا حد عصمت پیش برده و اطاعت محض و بىچون و چرا از آنها مىنمایند و اصل را با فرع اشتباه گرفته و فروع را به جاى اصول نشاندهاند و عقل خویش را تعطیل کرده و چشم و گوش بسته دنباله روى مدّعیان دروغین سیر و سلوک
هستند.
نشانههاى مدعیان دروغین
1. ریاست طلب است و این طلب را پنهان کرده و فریب کارانه متواضع مىنماید.
2. حسادت دارد (حسدورزى).
3. براى خودش تبلیغ مىکند (یا مستقیم و یا غیر مستقیم از طریق برخى مریدان غافل و ...).
4. مرید پرورى و جمع دوستانِ ارادتمند و مطیع محض که سخن هیچ احدى را گوش فرا نداده و تنها تسلیم محض افکار و ارادههاى او باشند و اگر انسان بهترى از حیث علمى و عملى پیدا شد آنها را به سوى آن فرانخوانده و بلکه به بهانههاى مختلف از مراجعه به عالمان و وارستگان دیگر باز مىدارد در حالى که هر گلى یک بویى دارد و همه علمها نزد یک نفر نیست.[2] در این صورت باید با هوشیارى رابطه خویش را با او قطع کرد و خود را نجات داد.
ویژگىهاى استاد عرفان
1. استاد و مُراد سعى و اهتمام نسبت به دارا شدن روح و
روحیه اجتهادى در شاگرد و مرادش ورزد.
2. شاگردان را نسبت به قرآن و عترت متعبد و اهل تسلیم تربیت کند.
3. همواره تعادل و تعالى، عقلانیت و معنویت را توأمان در سالک پرورش دهد.
4. معیارهایى را در اختیار شاگرد قرار دهد که بر نفس و تجلّیات نفسانىاش اشراف پیدا کند.
5. تنها انسان کاملِ معصوم و سنت و سیره آنها را ملاک ابدى و تغییرناپذیر براى سنجش همه چیز معرفى کند.
6. خود هرگز از جاده توحید، ولایت، عبودیت، و شریعت خارج نشود.
به هر حال در مکانیسم روابط راهرو و راهبر و فرایند تعلیم و تربیت مرید همواره آسیبهایى رخنه مىنماید که به تناسب زمان و زمینهها نشانههایى دارد و مرید باید اهل عقل و درایت، بینش و بصیرت و فراست و فطانت باشد تا گرفتار دامهاى شیطانى و تلبیسات ابلیسى نشود و شرایط استاد، راههاى شناسایى استاد، مختصات و ویژگىهاى استاد، نوع و مکانیسم رابطه مرید و مراد، ویژگىهاى سالک و مرید همه و همه ما را در شناخت آسیبها و درمانهایش کمک و یارى مىنماید تا ضمن فهم و درک لزوم استاد خبیر و الهى و
اهل ولایت و شریعت خویش را از خطرات این راه خطیر و خطرخیز مصون و معصوم ندانیم و سعى نمائیم اسلامشناسى، عرفانشناسى و عارفشناسى همه جانبه داشته و محمّد و آل پاکش علیه السلام را الگوى جاودانه و جامع قرار دهیم و تحت ولایت مطلقه و الهیّه حجت بالغه حقّ و ولىّ اللَّه الاعظم (عج) قرار گیریم که بیمه خواهیم شد:
رندان تشنه لب را آبى نمىدهد کس |
گویى ولىّ شناسان رفتند از این ولایت |
|
به تعبیر حضرت امام خمینى (ره):
بگذارید که از بتکده یادى بکنم |
من که با دست بتِ میکده بیدار شدم |
|
یوسفم گر زند بر سَرِ بالینم سَر |
همچو یعقوب دل آشفته بویش باشم |
|
[1] ( 1). ر. ک: طباطبایى، محمدحسین، المیزان، ج 6، ص 270-/ 305؛ رسالة الولایه، ص 46-/ 47، ترجمه صادق حسن زاده؛ رساله قشیریه، ص 20، 30 و 42؛ نفحاتالانس، ص 13؛ حلیة الاولیاء، ج 10، ص 121؛ فتوحات مکیّه، ج 4، ص 544 و ....
[2] ( 1). ر. ک: شوشترى، عبدالقائم، غم عشق، ص 103، ج اول، 1384، قم: طوباى محبت؛ مجاهدى، محمدعلى، در محضر لاهوتیان، ج 2، ص 407-/ 412، چ دوم، 1384 ش، قم: لاهوت؛ آیتنور، ج 1، ص 232-/ 263؛ کاشفى، محمدرضا، عرفان و تصوف، ص 200-/ 212، قم: نشر معارف، چ اول، سال 1384 ش، قم.